داستان شیری که یک خرگوش چاق و چله رو خورد
Posted in طنز و قاه قاه on دی ۱۷م, ۱۳۸۵
آقا شیره دلش بدجوری برای خوردن یک خرگوش چاق و چله لک زده بود، رفت توی جنگل و یه گوشه کمین کرد،
- سلام آقا شیره! دنبال خرگوش می گردی؟!(این صدای دوستش آقا گرگه بود)
# آره … تو از کجا میدونی؟
- نویسنده داستان بهم گفت دنبال خرگوش می گردی بیام بهت بگم بیخودی وقتت رو هدر [...]