یادم باشد که روز و روزگار خوش است
وتنها دل ما دل نیست
Monthly Archive for بهمن, ۱۳۸۵
خوب امروز من تو مد چیزم در نتیجه گفتم فالی بگیرم . نتیجه اش شد این
دلی که غیب نمای است و جام جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد
——–
به خط و خال گدایان مده خزینه دل
به دست شاهوشی ده که محترم دارد
————–
نه هر درخت تحمل کند جفای خزان
غلام همت سروم که این [...]