Feed on
Posts
Comments

چشم حسود

یک چشم من اندر غم دلدار گریست
چشم دگرم حسود بود و نگریست
چون روز وصال آمد او را بستم
گفتم نگریستی نباید نگریست

One Response to “چشم حسود”

  1. erfan می‌گه:

    where are you?you are not!?
    are you ok?

Leave a Reply