چی میکشم من

اصولا چون بابام خیلی مایه دار بود تصمیم گرفت که خانواده ی بزرگی تشکیل بده ! این شد که از ۴ تا زنی که گرفت حاصلش ۲۵ بچه بود که از این ۲۵ بچه ۱۳ پسر و ۱۲ دختر بودن که من در واقع ۱۳ امین و نحس ترین بچه ی خانواده بودم . واسه همین بابام که جو گیر شده بود منو طالع نحس نامید و در روز ۶ ام از ماه ۶ ام از سال ۶ ام تولدم منو به قتل رسوند . خدا رفتگان شما رو هم رحمت کنه .

امان از این روزگار نامرد

دیشب زیادی توی دلم خالی شد ! یعنی واقعا من باید عمل کنم ؟! خوب بعد از تبریز باید پیگیری کنم ببینم چطوریاست ! خدا کنه عمل نخواد چون اصلا از عمل خوشم نمیاد.
چند وقتیه اعصاب درست حسابی ندارم ! دوباره دارم بر میگیردم به ۲ سال پیش ! همون ادم عصبی همیشگی .