کیتارو

سلام .
خوفین ؟
گفتم اگه بیکارین ! یا اگه مایه دارین که ADSL دارین ! یا اگه تنهایید و غم گین , یا اگه سر حالید و شاداب.
این اهنگ رو برای خودتون گوش کنید . یه اهنگی که شاید برای اولین بار به عمق زیبایش پی نبرید اما برای بار دوم یا سوم حتما میفهمید که چه معجزه ای پشت این اهنگ پنهان شده

کیتارو میگه :
I feel this is my mission,
connecting the people,
connecting the spirits
of all over the world
beyond nations,

لینک دانلود و زندگی نامه ی کیتارو در ادامه مطلب

کیتارو در سال ۱۹۵۳ با نام واقعى «ماسانورى تاکاهاشى» در ژاپن به دنیا آمد. پدر و مادر او مانند اغلب ژاپنى ها پیرو آئین شینتو، مذهب ارواح پرستى بودند. کیتارو در دبیرستان به موسیقى سل(موسیقى مذهبى سیاه پوستان)، ریتم و بلوز علاقه مند شد.
او پس از فراگیرى نواختن گیتار الکترونیک، با گروه خود به نام «آلباتراس» (نوعى مرغابى بزرگ دریایى)، شروع به برگزارى برنامه هایى در مهمانى ها و کلوب ها کرد. نام کیتارو که یک شخصیت کارتونى تلویزیونى بود در همین زمان از سوى دوستانش بر وى نهاده شد. بزرگترین اثر وى در این زمان اُتیس و ردینگ بود. کیتارو خود در مورد این اثر مى گوید: «موسیقى من احساسى از تعمق و مهربانى را در مخاطب بر مى انگیزد و در واقع موسیقى من نه ریتم است و نه بلوز اما مخاطب احساسى مشابه احساس موسیقى سُل را در خود احساس مى کند.»
در اوایل دهه هفتاد او به طور کلى تغییر رویه داد و کار با کیبورد را آغاز کرد. او به گروه «فار ایست فَمیلى» پیوست و با آنها گذار به دور جهان را آغاز کرد. در این مسافرت ها، کیتارو با «کلاوس شولز»، نوازنده سینتى سایزر و بنیانگذار گروه «تنجرین دریم» آشنا شد. شولز براى گروه دو آلبوم تولید کرد و کیتارو کلاس فشرده اى را نزد وى به فراگیرى سینتى سایزر گذراند.
کیتارو در مورد این تغییر مسیر به سمت فراگیرى سینتى سایزر مى گوید: «من با سینتى سایزر مى توانم یک اقیانوس خلق کنم، یک کناره زمستانى، یک ساحل تابستانى و یک منظره کامل را بیافرینم.»
او پس از بازگشت به ژاپن در سال ۱۹۷۷ کار تکنوازى خود را آغاز کرد. دو آلبوم اولیه او با نام هاى «تن کاى» و از داستان ماه کامل «به نوعى جنون و هوس، آئین و کیش» براى جنبش در حال تولد موسیقى «نیو ایج» تبدیل شد. اما این آلبوم «جاده ابریشم» کیتارو بود که توجه جهانیان را به سوى او جلب کرد. جاده ابریشم، موسیقى اى بود که براى یک مستند ژاپنى که به مدت پنج سال در تلویزیون به نمایش در مى آمد، ساخته شده بود.
آلبوم جاده ابریشم او در سال ۱۹۸۶ با استقبالى جهانى روبه رو شد و در پى این استقبال، کیتارو در سال ۱۹۸۷ با همکارى موسیقیدان هاى مختلفى مانند «میکى هارت» و «جان اندرسون» توانست آلبوم هایى مانند« نور روح» را به بازار عرضه کند و بالغ بر ده میلیون کاست به فروش رسید. این آلبوم به عنوان بهترین اثر نیو ایج معرفى شد.
در همین سال بود که وى آلبوم هاى قدیمى خود را هم بازتکثیر و توزیع کرد اما این بار در سطحى جهانى و تور خود به آمریکا را شروع کرد و توانست با اجراى اولین تور زنده خود تنها در آمریکاى شمالى دو میلیون آلبوم به فروش برساند.
او در سال بعد توانست با خلق موسیقى فیلم «بهشت و زمین» شهرتى دوباره کسب کند و برنده جایزه بالاترین امتیاز در سال ۱۹۹۴ شود. اما اوج موفقیت او در عرصه موسیقى، دریافت جایزه سال ۲۰۰۱ براى آلبوم «در فکر تو» بود.
کیتارو یک ستاره است اما بسیار فروتن. او مى گوید: «طبیعت به من الهام مى کند. من تنها یک پیغام بر هستم. براى من برخى آهنگ ها مانند ابرها هستند و برخى مانند آب.»
کیتارو هر ساله براى تکریم و احترام به «مادر زمین» کنسرتى در کوه فوجى یا در نزدیکى خانه اش در کلرادو برگزار مى کند. در یکى از این برنامه ها کیتارو، در شبى ماه تمام در آگوست از غروب تا سپیده دم بر چلیک مى کوبد و در حالى که دستانش آغشته به خون شده بود همچنان به کوبیدن ادامه مى دهد.
از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۰ او با همسر اولش با نام یوکى زندگى مى کرد اما آنها به علت اینکه کیتارو اغلب اوقات در آمریکا کار مى کرد و همسرش در ژاپن، از هم جدا شدند. در نیمه هاى دهه نود او با زنى با نام «کیکو ماتسوبارا » که هم اکنون در اغلب آلبوم هایش در کنار او مى نوازد، ازدواج کرد.
هم اکنون او در شهر «وارد» در خارج از کلرادو در مکانى به وسعت هفتاد و دو هزار مترمربع و در خانه اى به مساحت ۲۳۲ متر مربع، جایى که کنسرت هاى آخر خود را در آنجا برگزار کرد، زندگى مى کند.

اهنگ کاروان سرا

Share

برای یک رفیق که میناله از رفیق

سلام .
خوبین ؟
امروز میخوام واسه اون رفیقی که از نارفیقی میناله بگم که ببین رفیق خوبه تو ۴ تا تماس داری ! ما که یکیشو نداریم به کی بگیم .
خوبه تو هنری داری که بهش بنازی ! ما که نداریم چی بگیم
خوبه تو مبایل داری ! ما که نداریم چکار کنیم
خوبه تو پیغام برات میاد ! برای ما که پیغام نمیاد چیکار کنیم
به هر حال همین نعمتیه که که به یادت هستند حتی!!! اگه کارت داشته باشند .
هنوز نمیدونی انتظار ۵ ساله کشیدن برای یک تماس خشک و خالی از یه رفیقی که به گردنش خیلی حق داری چه مزه ای میده
شاد باشو و خوشحال !!! بابا خیلی کارت درسته

Share

لبخند خدا

سلام .
خوفین ؟
ببخشید که اپدیت یکم به تاخیر افتاد . یه نکته رو راجب داستانهایی که نوشته میشه بگم . هدف نه اثبات چیزیه نه نقض چیزی فقط داستانهایی کوتاه بید . همین .

لوئیزردن ، زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس ، و نگاهی مغموم ، وارد خواروبار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد . به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمی تواند کار کند و شش بچه شان بی غذا مانده اند .

جان لانگ هاوس ، صاحب مغازه ، با بی اعتنایی ، محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند .

زن نیازمند ، در حالی که اصرار می کرد گفت : “آقا شما را به خدا ، به محض اینکه بتوانم پولتان را می آورم ”

جان گفت نسیه نمی دهد . مشتری دیگری کنار پیشخوان ایستاده بود،وگفت و گوی آن دو را می شنید به مغازه دار گفت “ببین خانم چه می خواهد خرید این خانم با من ”

خواروبارفروش با اکراه گفت : ” لازم نیست خودم می دهم لیست خریدت کو ؟”

لوئیز گفت:” اینجاست ”

خواروبارفروش گفت : ” لیستت را بگذار روی ترازو ، به اندازه وزنش هر چه خواستی ببر ”

لوئیز با خجالت یک لحظه مکث کرد ، از کیفش تکه کاغذی درآورد ، و چیزی رویش نوشت و آن را روی کفه ترازو گذاشت ، همه با تعجب دیدند کفه ترازو پایین رفت .

خواروبارفروش باورش نشد ، مشتری از سر رضایت خندید .

مغازه دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه دیگر ترازو کرد . کفه ترازو برابر نشد ، آنقدر چیز گذاشت تا کفه ها برابر شدند .

در این وقت ، خواروبارفروش با تعجب و دلخوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته شده است .

کاغذ لیست خرید نبود ، دعای زن بود که نوشته بود : ای خدای عزیزم ، تو از نیاز من با خبری ، خودت آن را برآورده کن .

مغازه دار با بهت جنس ها را به لوئیز داد و همان جا ساکت و متحیر خشکش زد . لوئیز خداحافظی کرد و رفت .

مشتری یک اسکناس پنجاه دلاری به مغازه دار داد و گفت : تا آخرین پنی اش می ارزید .

فقط اوست که میداند وزن دعای پاک و خالص چقدر است ….

Share