شعر در مورد اربعین ۲

چند میلیون تن خروشان! ای تن بی‌سر چه کردی؟
هر طرف چون چشمه جوشان، ای تن بی‌سر چه کردی؟

چند میلیون ، زائر آن هم، جمله با پای پیاده
با چنین سیلی خروشان، ای تن بی‌سر چه کردی؟

تشنه‌ی این خم، هزار و چارصد سالند مردم
قرن‌ها با می‌ فروشان، ای تن بی سر چه کردی؟

اربعین تا اربعین ، در حسرت رخت سیاهت
سرخ پوشان سبز پوشان، ای تن بی سر چه کردی؟

تا ابد می‌لرزد از طبل عزایت پشت باطل
با ضعیفان با خموشان ، ای‌ تن بی‌سر چه کردی؟

عالمی مست از سبوی‌‌ های و هوی زائرانت
با گلوی باده‌نوشان ، ای‌تن بی‌سر چه کردی ؟…

Share

شعر در مورد اربعین

چه خلوت است و چه خالی است کوچه و بازار

تمام مردم این شهر رفته‌اند انگار

و هرکسی که موفق به این سفر نشده است

ز فرط شرم به بیرون نمی‌رود بسیار

دلش گرفته و پرغصه مانده کنجِ اتاق

دلش گرفته و حتی ز خود شده بیزار

شنیده‌ام که چه غوغاست پشتِ مرزِ عراق

شنیده‌ام که چه شور است و اشتیاق این بار

ز هر مسیر به سوی حرم به عشقِ حسین

ز هر کجای جهان آمدند این زوّار

زنان حامله و مردهای صد ساله

ز هرچه قوم و قبیله، ز هرچه ایل و تبار

و کودکان که به عشقِ علی اصغرشان

رسیده‌اند ز هر کشورِ جهان این بار

و کربلا و نجف، کاظمین و سامرا

زمین پر است از این مردمانِ بی‌آزار

و خانه خانه‌ی این شهر پر ز مهمان است

و شیعه شیعه‌ی این شهر گشته مهماندار

و هرطرف که روی نان و آب نذر دهند

و هرکجا که رسی خانه است و خیمه هزار

فدای این همه عاشق، فدای این همه عشق

فدای این همه آقا، فدای این همه یار

چه اجتماع عظیمی است این پیاده‌روی

چه اعتراضِ بزرگی علیه استکبار

صدای عشق فقط “یاحسین” و “لبیک” است

صدای عشق که همواره می‌شود تکرار

Share

دوربین چیه

-آقای مجری: «اصلاً میدونی دوربین چیه؟»
-فامیل دور: «آقای مجری هه ه ه ه ه چه حرفایی می‌زنید! نخوردیم نون گندم ولی دیدیم دسته مردم … یکی از اجداد ما که توی شهر دور زندگی می‌کرد از دور رفت بیرون خیلی هم دور شد برای این که دور رو بببینه این دستگاه رو ساخت …»

Share