خداحافظ گفتگوی ازاد

یادش سبز پارسال همین موقع ها . یادتونه با رضا و دفی و اسپیرو چه میکردیم تو پی تی ؟

یادتون میاد با بحرینی چه تایید میشه ها که نمیگفتیم

پارسال سال خیلی خیلی خوبی بود اما با یک مدیریت ابلهانه به گند کشیده شد .

یادمه یه روز رفتم پی تی دیدم همه عصبی هستند دیدم دیگه کسی حس و حال نداره . یکم دقیقتر که شدم دیدم یه خری! اومده و با طرز تفکر احمقانه اش اعصاب همه رو ریخته بهم .

اون مدیر اومد گفت از این به بعد شما گفتگوی ازادی ها جزوی از این فروم نیستید . شما رو بخیر و مارو به سلامت . بخورید و بچرید اما ادم حسابتون نمیکنیم !

یادم نمیره که چقدر دست و پا زدم تا این تصمیم احمقانه عوض بشه .اما خوب نشد و کاریش هم نمیشد کرد . به هر حال درسته اونجا خونه ی ما بود اما مدیرانش صاحبان خونه بودند و هر لحظه که دوست داشتند میتونند برای خونه ی خودشون تصمیم گیری کنند .

گذشت پی تی فیلتر شد . بیمس تاسیس شد و …………………..

تا رسیدیم به اخرین به زنگاه . یادم میاد وقتی مرامنامه ی جدید نوشته شد برای مدیر ابله اونجا نوشتم که گقتگوی ازاد پی تی مرد! خندید ! باور نکرد ! در هر صورت من دیگه تصمیم گرفتم به گفتگوی ازاد پی تی بر نگردم . هرچه بود گذشت . ۱ سال اندی اونجا زندگی کردم و چیزهای جدید یاد گرفتم . فکر میکنم هر چه حق هم بر گردنم بوده ادا کردم .

پس گفتگوی ازاد پی تی شما رو بخیر و مارو به سلامت .

خداحافظ کافه کافکا

روز اولی که واردش شدیم احساس ارامش خاصی بهم دست داد . فهمیدم اینجا پایگاهی برای رفاقتهای بیشتر خواهد بود.

انگار همین دیروز بود که با ارا رفتیم و طرحهای شهرام رو راجب کافه میشنیدیم . روز خوبی بود قرار بود ۲ روز بعدش با بچه های سایت اولین میتینگ رو تو این کافه برگزار کنیم .

خیلی خوب بود . همه بودند امیر هومن و دفی و علی و دانیال و…………………… اینقدر خوش گذشت گه گذشت زمان رو نمیشد احساس کرد .

اولین تولدی که اونجا گرفته شد تولد شاهد و اخرین تولد تولد من و ارا بود .

هر چه بود تموم شد . برای مدت نا معلومی و شاید همیشه این پایگاه در هم ریخت.

چه زود ادم باید دل ببنده و چه زودتر هم باید دل بکنه

بسه دیگه

غم انگیز بود نه غلام

هیچی دیگه همین