Feed on
Posts
Comments

جنگل

سگی از کنار شیری رد می شد چون او را خفته دید، طنابی آورد و شیر را محکم به درختی بست.
شیر بیدار که شد سعی کرد طناب را باز کند اما نتوانست.
در همان هنگام خری در حال گذر بود، شیر به خر گفت: اگر مرا از این بند برهانی نیمی از جنگل را به تو می دهم.
خر ابتدا تردید کرد و بعد طناب را از دور دستان شیر باز کرد.
شیر چون رها شد، خود را از خاک و غبار خوب تکاند، به خر گفت: من به تو «نیمی» از جنگل را نمیدهم.
خر با تعجب گفت: ولی تو قول دادی.
شیر گفت : من به تو «تمام» جنگل را می دهم زیرا جنگلی که شیران را سگان به بند کشند و خران برهانند، دیگر ارزش زندگی کردن ندارد.

FacebookTwitterGoogle+اشتراک گذاری

عاقبت بخیری

🍃🍂🍃🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂
حاج اسمائیل دولابی:

گویند “حر بن یزید ریاحی” اولین کسی بود که آب را به روی امام بست و اولین کسی شد که خونش را برای او داد.

“عمر سعد” هم اولین کسی بود که به امام نامه نوشت و دعوتش کرد برای آنکه رهبرشان شود و اولین کسی شد که تیر را به سمت او پرتاب کرد!
کی می‌داند آخر کارش به کجا می‌رسد؟
دنیا دار ابتلاست.

با هر امتحانی چهره‌ای از ما آشکار می‌شود،چهره‌ای که گاهی خودمان را شگفت‌زده می‌کند.
چطور می‌شود در این دنیا بر کسی خرده گرفت و خود را ندید؟

می‌گویند خداوند داستان ابلیس را تعریف کرد تا بدانی که نمی‌شود به عبادتت، به تقربت، به جایگاهت اطمینان کنی.

خدا هیچ تعهدی برای آنکه تو همان که هستی بمانی، نداده است.

شاید به همین دلیل است که سفارش شده، وقتی حال خوبی داری و می‌خواهی دعا کنی، یادت نرود “عافیت” و “عاقبت به خیری‌ات” را بطلبی.
🍂🍃🍂🍃🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃

طوطی

یارو طوطی سخنگو میخره میبره خونه میزارتش روی تاب،تکونش میده
میگه:عزیزم بگو سلام!

طوطی میگه:
نکن الاغ میفتم😂😂😂

Older Posts »