نیمچه داستان

روزی بود و روزگاری.شیری با مردی هیزم شکن رفیق شده بود و ایام را در کنار هم با خوشی می گذراندند.در کنار هم کار می کردند ، غذا می خوردند و به استراحت می پرداختند.یک روز شیر جریان یکی از شکارهای خود را برای مرد تعریف می کرد.مرد به شیر گفت :رفیق دهانت چقدر بو می دهد.شیر ناگهان از سخن باز ایستاد.به مرد نگاهی انداخت.از جای خود بلند شد.به دور مرد چرخی زد گفت :تبرت را بردار و بر سر من بزن.مرد حیرت کرد.پرسید هیچ معلوم هست چه می گویی ؟شیر غرید و فریاد کشید:می گویم تبرت را بردار و بر سر من ضربه ای بزن.مرد تبر را برداشت.دستانش می لرزید.تبر را محکم بر سر شیر فرود آورد.شیر نعره ای زد و در حالیکه خون از یال و سر و صورت او می ریخت به سرعت از آنجا دور شد.
سالها گذشت.یک روز که مرد در حال جمع آوری هیزمها بود متوجه شد که شیر از دور به او نزدیک می شود.وقتی شیر را شناخت بسیار خوشحال شد به سمت شیر دوید و او را در آغوش گرفت گفت:ای دوست عزیز تمام این مدت کجا بودی؟ندانستی که چقدر دلتنگت هستم؟ شیر گفت:به فرق سر من نگاه کن.ایا اثری از آن زخم می بینی؟ مرد نگاهی کرد و گفت:خدا را شکر کاملاً خوب شده است و اثری از آن زخم نیست.
شیر گفت:آری! زخمی که بر سرم زدی بعد از مدتی بهبود یافت و دیگر اثری از آن نیست.اما زخمی که بر دلم زدی هنوز هم می سوزد.
شیر این را گفت و رفت.

Share

حاجی بک !

سلام .

خوب بیدید ؟

حاجی هستم ۲۴ سال ۱۱ ماهه از تهران دارم با شما صحبت وکنم .

خوب نزدیک به ۱ ماه میشد که خدمت نرسیدم . دلیلش هم همونطور که میدونید هک شدن سایت بود . بعد از اون تصمیم بر این شد که سیستم مدیریت محتوی و همچنین سرور رو عوض کنم .الان که این پست رو میزنم سیستم مدیریت محتوی وردپرس نصب شده و هاستینگ سایتم رو دوستان عزیزم کامی و علی به عهده گرفتن که جا داره ازشون تشکر کنم . حرف برای گفتن و مطلب برای گذاشتن اینقدر هست که بتونم این ۱ ماه غیبت رو به راحتی جبران کنم.

اما از اونجایی که هنوز در یه سری ریزه کاری باقی مونده تا به شرایط ایده ال برسم به ۲ ۳ پست در هفته فعلا قناعت میکنم .

اول از همه از کلیه ی دوستانی که من رو تو این مدت یاری دادند واجب که نام ببرم و تشکر کنم .

اول از همه از شاهد عزیز بابت مدیریت وبلاگم در ۴ ماهه گذشته و به عهده گرفتن تمام مسائل فنی وبلاگم .

بعد ازون از اطهر عزیز که بدون هیچ چشم داشتنی دولوپی یه هاستینگ با قلوا رو در اختیارم قرار داد

بعد علی سناری عزیز که زحمت تبدیل سیستم مدیریت محتوی رو به عهده گرفت و تا الان زحمات زیادی رو بابت این وبلاگ کشیده .

و در اخر هم از کامی عزیز که هاستینگ این وبلاگ رو به عهده گرفت و کمک شایانی برای رسیدن وبلاگ به این مرحله به من کرد .

و مهم تر از همه هم تشکر از تک تک بازدید کنندگان ثابت اینجا که ۱ ماه غیبت رو تحمل کردن.

امیدوارم که وبلاگ رو به مرحله ای برسونم که ارزش این همه صبر کردن رو داشته باشه .

یه توضیح هم لازمه بدم . دوستانی که لینکشون قبلا در سایت بوده به زودی دوباره بهشون لینک داده میشه .

موفق باشید .

Share