انتظارات

سلام

خوب خوشبختانه فروم راه افتاد منتها خیلی کج دار و مریض داره ادامه میده تا یک فکر اساسی برای بهبود وضعیتش بکنیم .

حقیقتش اینه که تو این ۳ روزه شاید بیش از ۲۰ نفر به من پی ام دادن و خواستند اصل موضوع و جریان رو از زبون من بشنوند . خوب طبیعیه که برای اینکار به سایر ادمینها هم مراجعه میکنند تا بالاخره اصل مشکل رو بشناسند . این طبیعیه و یک حقیه که هر یوزری بر گردن ادمینها داره تا بدونه که چه میشه که یهو سایت میخوابه و تا ۲ ۳ روز هیچ کدوم از ادمینها از شدت عمق فاجعه نمیتونند درست حسابی حرفی از قضیه بزنند .

یک اصل تو کار هست که باید رعایت بشه . اصل امانت داری تو کار یک اصل جدایی ناپذیره .یک فروم طبیعیه که برای مدیران بخشی جداگانه داشته باشه . یک فروم طبیعیه که برای ادمینها بخشی جداگانه داشته باشه. اینها چیزهاییه که نیاز به توضیح نداره . منتهای مراتب یک یوزر نیازی نداره که بدونه تو بخش مدیران چه میگذره و یک مدیر هم نیازی نداره که بدونه تو بخش ادمینها چه میگذره . چون هر کدوم مراتب و جایگاه مخصوص به خودشون رو دارند . اگه من یا سایر ادمینها از مشکلات حرفی نمیزنیم دلیل بر نبودن مشکل نیست . دلیل بر اینه که ما وظیفه ای داریم و شما به عنوان مدیر و یوزر هم وظیفه ای دارید .

ادمین وظیفه داره یک محیط امن و به دوذ از هیاهو رو با بهترین شرایط ممکن برای یوزرهاش و مدیرانش تامین کنه . طبیعیه که تو این راه دچار مشکلاتی هم بشه . قبول دارم که اکثر افراد این فروم خودشون رو محرم راز ما میدونند . تو این هیچ شکی نیست. منتهای مراتب وحدت کلمه بین ادمینها حرف اول رو میزنه و اگر قرار باشه هرادمین برای هر یوزر و یا مدیر روایتی از مشکلات فروم رو داشته باشه ممکنه که اون یکدستی و تعادل بین ادمینها و یوزرها از بین بره . فروم دارای بخشیه به اسم اطلاعیه ها و اگر بنا بر بازگوییه مشکلات باشه باید از همین طریق به گوش بقیه برسه . اگر غیر از این راه باشه دیگه انجمن معنی خودش رو از دست میده .

سعی فروم بیمس از این به بعد در اینه که بازگوییه  مشکلات فروم بیشتر از قبل باشه .  حقیقتش اینه که برای ماهم دیگه تو خود ریختن یکم سخت شده . دیگه استانه تحمل سابق رو نداریم و سعی میکنیم مشکلات رو باهاتون در میون بذاریم .

Share

بخواب…

خسته تر از همیشه ام . یه بغض داره گلومو فشار میده . اعصابم ناراحته . قرصها هم جواب این ناراحتی رو نمیدن . ابن شب کی به صبح میرسه معلوم نیست . اما امیدوارم فردا رو بتونم بخندم . هر چند که بعد از ۱ سال به فلسفه ی وجودی خودم تو دنیای مجازی شک کردم .چرا ؟ واقعا چرا باید اینطور حسرت لحظات عمرم رو بخورم . برای کی یا چی؟دنیا مگه چقدر سن میده که تجربه ی اینهمه فشار رو تو این سن باید بکشم ؟ . چرا باید خودم رو مسئول چیزی بدونم که نه دنیای داره برام و نه اخرتی . که چی بشه ؟ واسه کی واسه چی ؟

شیلر میگه جدیت مفصد رو نزدیک میکنه . من جدی بودم و به مقصودم رسیدم . اما عمرم رو پایه این جدیت به هدر دادم.یادمون باشه هر چیزی ارزش جدیت مارو نداره.

Share

موش کوچولو

خوب موش کوچولو ۱ ساله شد  . خیلی دوست داشتم توی خود فروم این مطلب رو بنویسم اما ترجیح میدم یک بار از دید این وبلاگ به موش کوچولو نگاه کنم . دراولین قدم توضیحی لازمه که باید داده بشه . همیشه اسم این فروم سوال رو پیش میاره برای تازه واردین و هنوز قدیمی ها این قضیه اسم رو خوب به یاد دارند . در بین ادمین ها یه مخالف با این اسم وجود داشت که اونم من بودم . دلیل من رو ارمانی که متصور بودم توجیه میکرد . نکته ای که همیشه تو فروم واضح هست اختلاف عقیده و سلیقه در ارمان فروم هست و همین شاید باعث بشه ترکیب ۲ آرمان این فروم رو به موفقیت برسونه . ارمان اول میگفت تحت هر شرایطی خصوصی و بسته . آرمان دوم میگفت باز و عمومی . یعنی این فروم با ۲ آرمان به وجود اومد . خوب آرمان من روی اصل دوم بود . چون همیشه اینطور بوده که اطلاعات در نهایت در یک زمان محدود اشباع میشه و اگر این چرخه دائما حول یه عده بچرخه اخرش حوصله سر بر میشه .طی این ارمان اسم موشهای سیاه برای ادمها و حرفه ای هایی که میخواستند وارد فروم بشند سنگین و غیر قابل هضم بود .در نهایت اسم بلک مایس برای فروم انتخاب شد و بعدها به این دلیل که فروم قرار بود بعدی از یک کار جمعی باشه به ساب دومین منتقل شد و لقب my blackmice گرفت . روزهای اول بعد از تاسیس فروم رو من مشهد بودم .اونهایی که اون اوایل عضو بودند فقط الان خبر دارند که چه مشکلاتی در همون اوایل برای فروم پیش اومد . همه میخواستند ادمین باشند در حالی که هیچ اطلاعایی از اهداف فروم و دلایل تاسیس فروم نداشتند .

روزهای عجیب و واقعا سختی بود .تصور کنید شما تا ۱۰ روز قبل تو یه فضای دیگه هم کلام بودین و یوزر معمولی بودین . بهو شما میشی ادمین و من میمونم یوزر . بالانس رفاقتها و انتظارات متقابل یهو دگرگون میشه . یوزر میخواد ادمین بشه ادمین میخواد یوزر بشه و …. . درگیریهای اون زمان هنوزم که هنوزه من یکی رو اذیت میکنه .

اولین میتینگ فروم تشکیل میشه و یک همبستگی خیلی ناچیز بین یوزر ها برقرار میشه . اون رشته نازک کمی پیچیده تر و فشرده تر میشه و محکمتر از قبل میشه . حالا یک فروم داریم با کلی مشکلات فنی و اینکه یوزر فعال انچنانی تو فروم نیست . مدیرانی انتخاب شدند که بیشتر به جای اینکه وقتشون رو روی بخششون بتونند متمرکز کنند باید به فکر مشکلات فنی فروم باشند . یه نا امیدی ضعیفی بین مدیرها دیده میشد که آزار دهنده بود . جالبی قضیه تو این زمان بیشتر بودن مدیرها نسبت به یوزرها بود .
فرومی که یه شبه تاسیس بشه لایسنس چه میدونست چیه . بعد از ۴۰ ۴۵ روز . فروم به دلیل استفاده از وی بی بدون لایسنس ساسپند میشه و همه چیز معلق رو هوا میمونه . در گیری برای هماهنگی بین ۷ ادمین جهت خرید لایسنس از یک طرف و پاک شدن اطلاعات تو این ۴۵ روز تاسیس فروم از طرف دیگه باعث شده بود همه چیز بر علیه ما باشه و چرخ به سمت ما نچرخه . از طرف دیگه فشار اعضای سایت روی ادمین ها بود . خوب حق داشتند تازه به محیطی جدید عادت کرده بودند و یهو میدیدند که همه چیز نیست شده . واقعا تحمل شنیدن تعنه ها تو اون زمون از فرو کردن خنجر برای من سخت تر و درد اورتر بود .خلاصه شبهای زیادی گذشت و بالاخره تو یک صبح دل انگیز ماه رمضون علی گفت که تونتسته اطلاعات رو برگردونه فروم اماده ی بهره برداریه . :http://my.blackmice.com/showthread.php?t=893 . اولین اشک رو واسه این فروم من اون موقع ریختم . واقعا دیوانه وار خوشحال بودم . هیچیز نمیتونست اینقدر خوشحالم کنه . هنوز که هنوزه خودم رو مدیون علی میدونم .

بازهم گذشت .اوضاع کمی نرمال شده بود . تقریبا ارامش به فروم اومده بود . چندین میتینگ برگذار شده بود و روز به روز رابطه ها نزدیک تر و نزدیک تر میشد . دیگه مثل سایر فروم ها اواتارها و ای دی ها تو فروم حرف نمیزدند . ادمها بودند که حرف میزدند.شاید به نظر خیلی ها یک میتینگ بی اهمیت بیاد. اما همین یک میتینگ ساده و رودرو شدن چهره ها باهم خیلی خیلی تاثیر گذار تر از برخوردهای پستی باهم بود .این رشته محکمتر از قبل شد .

تقریبا میشه گفت از اوایل اسفند فروم در یک تعادل کامل بسر برد و تا مدتها این تعادل نسبی حفظ شد . تا اینکه به تابستون رسیدیم . یک نگرانی جدید و ازار دهنده بین ادمینها پیدا شد .هر کسی میتونست یوزر بسازه و وارد فروم بشه و ارامش فروم رو بهم بزنه . یک طرحی مطرح شد به این عنوان که ما هدفمون چیه ؟ یوزر بیشتر میخوایم یا آرامیش بیشتر ؟ . در نهایت اونجا بود که به این نتیجه رسیدم که ما ادمینها تو هر چیزی اختلاف سلیقه داشته باشیم در نیاز به آرامش باهم همدردیم . البته این رو هم بگم که یک فروم هزینه های مخصوص به خودش رو داره . از قبیل خرید سیستم مدیریت فروم – هاستینگ و دومین که حداقل باید از راه تبلیغات خود فروم تامین بشه. و تبلیغات فروم با یوزر بیشتر رونق میگیره و نه با آرامش بیشتر . اینجا بود که آرمانها ترکیب شد . اینجا بسته ی عمومی شد . فروم نیاز به ارامش داره و ادمین شخص اول تامین ایجاد این ارامش تو فرومه . در نهایت گفتیم گور پدر رونق فروم و آرامش رو عشق است . همون موقع هم مدیرانی مخالفت خودشون رو با این طرح اعلام کردن. طبیعی بود بخشها تازه داشت جون میگرفت و به بالاترین استانداردها میرسید اما راه پیشرفت روتا حدودی با اینکار باریکتر از قبل کردیم . حرف منت گذاشتن نیست . روز اولی که یوزرهای قدیم پی تی دست به دست هم دادن تا بیمس رو سر پا نگه دارند یک منتی گذاشتن که شاید هیچ وقت نشه جبرانش کرد .

در نهایت موش ما یکساله شد. الان و در استانه ی یکسالگی فروم به یک خواب ۲ ۳ روزه رفته و سعی میکنه دوباره شروعی خوب داشته باشه . هر چند که مشکلات سرور فعلا گریبانگیر موش کوچولو هست و فعلا چاره ای جز صبر نداریم . امیدوارم که بعد از بازیابی نیروی از دست رفته با انرژی بیشتری برای این موش کوچولو وقت بزارم.هر چند که فکر میکنم نزدیک به ۲۳۰۰ ساعت انلاین بودن برای یک ادمین مسئول زمان مناسبی باشه . منتها ادعایی نیست و تا جایی که بشه در خدمت رفقا هستیم . شاید ۱ ماه شاید ۲ ماه شاید ۱ سال شاید ۲ سال .. اما تا هر  که من تو این فروم هستم دوست دارم بعدش هم همین رفقتها پاربجا بمونه . به هر حال این فروم رفقاتهای زیادی رو رقم زده که امیدوارم همیشه پایدار باشه حتی اگر روزی بیمس بدون حاجی شد.

پ.ن : این نوشته ۶ روز قبل نوشته شده بود که بعد از این اتفاق اخر مقداری ادیت شد .

همیشه موفق باشید.

Share