یک چشم من اندر غم دلدار گریست
چشم دگرم حسود بود و نگریست
چون روز وصال آمد او را بستم
گفتم نگریستی نباید نگریست
Category Archive for 'خودموني'
مادر روزت مبارک
Posted in خودموني on خرداد ۲۴م, ۱۳۸۸
درزیباترین واژه بر لبان آدمی واژه مادر است. زیباترین خطاب مادر جان است. مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید.
روزت مبارک مادر
منبع عکس و نوشته : http://www.kanganherfa.parsiblog.com/
چیز هم خز شد.
Posted in خودموني on خرداد ۱۴م, ۱۳۸۸
به دلیل تکرار مکررات چیز اخیرا از مراکز خبر و اس ام اسها و غیره . زین پس چیز را به آرشیو میفرستم.
دوستان زحمت بکشند دیگه مارو با چیزای دیگه قاطی نکنند.
مهدی هستم در خدمت دوستان !
حاجی ، چیز به خاطرات پیوست.
به دنبال برده ای برای دربند شدن.
Posted in خودموني on فروردین ۲۸م, ۱۳۸۸
اینجانب پسری هستم چندین ساله
آمادگی قبول هر گونه برده ای که میخواهد در بند ما باشد را داریم
برده های محترمه!! لطفا مشخصات خود را برای ما فرستاده تا برده ی مورد نظرمان را سوا کنیم
افسانه جومونگ
Posted in خودموني on فروردین ۱۷م, ۱۳۸۸
امم راستش فکر نمیکردم این سریال اینقدرها هم پرطرفدار باشه !
بعد از اون ۲ تا بچه مزلف مجری چشممون به جومونگ روشن شد :دی
http://omidyaran.mihanblog.com/