وقتی فرهادی داغ میکند!!

به گزارش جهان، این تلاش اما موجب شد تا گوردون نیز در صفحه شخصی توئیتر خود به صورت مبهم و بدون نام بردن از هفته نامه پنجره این گفتگو را تکذیب کند که واکنش خوانندگان صفحه اش را نیز برانگیخت.

اما در طرف دیگر مسؤولان هفته نامه پنجره اعلام کردند که مستندات خود را درشماره روز شنبه پنجم بهمن ماه منتشر خواهند کرد.

آنچه در ادامه می‌خوانید پاسخ محمد صابری علیرضا پورصباغ، گفتگوکنندگان هفته نامه پنجره به این جنجال سازی غیر حرفه ای است که فردا در هفته نامه پنجره خواهید خواند. این متن را که زودتر در اختیار خبرنگار جهان قرار گرفته است در ادامه می‌خوانید.

* * *

چندان هم دور از ذهن نبود. انتشار گفت‎وگوی هفته‎نامه پنجره با هاوارد گوردون، از همان ساعات ابتدایی توزیع نشریه در روز شنبه، با بازتاب‎‎های فراوانی مواجه شد؛ از تشکر و دستمریزاد گرفته تا طعنه‎‎ها و کنایه‎ها! جنس و لحن اظهارات گوردون در گفت‎وگویی که تهیه‎ و تنظیم آن را علیرضا پورصباغ بر عهده داشت، چنان خاص و غیرمنتظره بود که از همان آغاز می‎دانستیم با انتشار آن وارد میدانی پرمخاطره خواهیم شد اما خطرات احتمالی این ریسک را به ‎جان خریدیم تا شاید فتح بابی باشد برای گفت‎وگو درباره موضوعاتی حساس اما مغفول مانده. برخلاف روز‎های ابتدایی که بازتاب‎‎ها ما را به رسیدن به هدف امیدوار می‎کرد، روند واکنش‎‎ها از میانه هفته تغییر جهت داد و روز سه‎شنبه با انتشار خبر تکذیب اصل گفت‎وگو از سوی گوردون، به هجمه‎ای توسط برخی افراد علیه پنجره تبدیل شد. آنچه می‎خوانید توضیحاتی است که خودمان را موظف به ارائه آن دانستیم تا هم ابهام و کدورتی در ذهن مخاطبان همراه پنجره باقی نماند و هم سکوتمان، از سوی مغرضان تعبیر به قبول اتهامات نشود!

چرا پای گوردون به پنجره باز شد؟

همه چیز از طرح پیشنهادی سردبیر هفته‎نامه برای تدوین پرونده‎ای با موضوع «ایران‎هراسی» در سینما و تلویزیون غرب آغاز شد؛ ایده‎ای که از همان گام اولیه به‎عنوان دبیر فرهنگی هفته‎نامه می‎دانستم در صورتی قابلیت پرداخت دارد که حرفی تازه‎ برای گفتن‎ درباره‎اش داشته باشیم و اگر بخواهیم خود را محدود به تکرار مکرارت و گفت‎وگو با چهره‎‎های کلیشه‎ای کنیم، از پیش بازنده‎ایم. در روند برنامه‎ریزی برای پرداختن به این سوژه بود که علیرضا پورصباغ در پاسخ به اصرارم برای بیان «حرف تازه»، پیشنهاد گفت‎وگو با تهیه‎کننده «هوملند» را پیش کشید. باید اهل رسانه باشید تا ارزش چنین پیشنهادی را درک کنید. بدون تأمل پذیرفتم اما هیچ تصوری درباره امکان تحقق آن نداشتم. کار را به او واگذار کردم و هم‎زمان از سردبیر تقاضای فرصتی بیشتر برای تحویل پرونده «ایران‎هراسی» کردم که پذیرفته شد. اینکه در بازه نزدیک به یک ماه پیگیر‎ی‎ پراسترس برای تهیه‎ این گفت‎وگو چه گذشت و چه شد، در حوصله این گزارش نیست اما روایت پورصباغ از فرایند تهیه گفت‎وگو را می‎توانید در همین صفحه بخوانید. گفت‎وگو با هاوارد گوردون تهیه‎کننده سریال هوملند با کیفیتی فراتر از انتظار ما آماده انتشار شد.

بازتاب‎‎های گسترده

از همان صبح شنبه واکنش‎‎ها آغاز شد؛ به‎خصوص که روز قبل از تعطیلی رسمی بود و فضای رسانه‎ای کشور در شرایطی نیمه تعطیل به سر می‎برد. این حجم بازتاب و واکنش از سوی اشخاص حقیقی و صاحب‎نظران حوزه رسانه و سینما برایمان دلگرم‎کننده بود. از عصر روز یکشنبه آرام ‎آرام با بازنشر متن کامل گفت‎وگو در سایت‎‎های مختلف خبری، واکنش‎‎ها شدت بیشتری گرفت؛ هم از سوی دوستان موافق و مشوق و هم از طرف دوستان مخالف و منتقد! سایت‎‎های خبری که برخی با عنوان «گفت‎‎وگوی تکان‎دهنده» یا «زلزله در سینمای ایران» اقدام به بازنشر مصاحبه کرده بودند، پر شدند از کامنت‎‎های مخاطبانی که غالبا با بهت درباره اظهارات گوردون موضع‎گیری می‎کردند. تماس‎‎های فعالان رسانه‎ای و سینمایی هم نشان می‎داد گفت‎وگو در میان این طیف نیز بازتاب مناسبی داشته است. احساس این بود که گام دیگری به هدف اولیه نزدیک و زمینه‎ساز فتح بابی جدی در زمینه گفت‎وگو درباره موضوعی چنین حساس شده‎ایم.

رخ‎نمایی ابهامات و شایعات

در میان بازتاب‎‎ها، از همان ابتدا گروهی بودند که دوستانه نسبت به صحت گفت‎وگو هشدار‎هایی می‎دادند؛ دوستانی که برخی لحن و مواضع گوردون را بی‎تناسب با فرهنگ گفتاری و رفتاری یک تهیه‎کننده آمریکایی می‎دانستند و برخی دیگر صراحت کلام او در افشای اهداف و برنامه‎‎های پشت پرده در سازوکار سیاستگذاری فرهنگی آمریکا را غیرطبیعی می‎دانستند. اما ما با استناد به پروسه‎ای که طی شده بود و وسواسی که برای نهایت اطمینان از صحت مطلبی که قرار بود در معرض قضاوت مخاطبان خود قرار دهیم به خرج داده بودیم، دوستان را هم مجاب می‎کردیم تردید نداشته باشید. این مواضع واقعی یک تهیه‎کننده تندور و در عین‎حال تیزهوش آمریکایی است. در کنار این دوستان اما مغرضانی هم بودند که با ارائه تحلیل‎‎هایی عجیب و غریب، سعی در زیر سوال بردن صحت عملکرد هفته‎نامه پنجره ـ و نه صحت گفت‎وگوـ داشتند. استناد به اینکه انتشار هم‎زمان گفت‎وگو با جواد شمقدری، نشان‎دهنده خط‎‎دهی این مدیر سابق، برای حاشیه‎سازی پیش روی مدیران تازه سینمایی است یا اینکه اتاق فکر اصولگرایان در اقدامی هماهنگ، سعی در حاشیه‎سازی رسانه‎ای برای دولت روحانی در آستانه اجرای توافقنامه ژنو دارند! مواردی از این دست آنقدر مضحک و غیرقابل پاسخگویی هستند که ترجیح می‎دهیم از کنارشان بگذریم و این تحلیلگران را به حال خوبشان واگذاریم!

تکذیب مبهم

«مصاحبه اخیری که به من نسبت داده شده غلط است. من هرگز با این نشریه مصاحبه نکرده‎ام». انتشار این دو جمله در صفحه توئیتر هاوارد گوردون، جدی‎ترین اتفاقی بود که صحت گفت‎وگوی منتشر شده ما را با چالش جدی مواجه کرد؛ جمله‎ای که صبح روز سه‎شنبه منتشر شد اما در ‎آن هیچ اشاره‎ای به نام نشریه و حتی کشور متبوع آن نشده بود. جالب اینکه در میان کامنت‎‎های همین توئیت، چندین نفر درباره منظور گوردون و اینکه اشاره‎اش دقیقا به کدام گفت‎وگو و نشریه است سوال کرده‎اند اما تا لحظه تنظیم این گزارش (نزدیک به ۴۸ ساعت پس از انتشار این توئیت) گوردون هیچ واکنشی به آن نشان نداده است. [به گزارش جهان، در آخرین بازدید از صفحه توئیتر هاوارد گوردون در عصر روز جمعه به وقت تهران، مشخص شد وی این گونه پیامهای مخاطبان صفحه اش را پاک کرده است] اما همین تک‎جمله کارکرد رسانه‎ای خود را پیدا کرد و بسیاری از همکاران رسانه‎ای ما به استناد آن، خبر «تکذیب گفت‎وگوی پنجره با تهیه کننده هوملند» را مخابره کردند، خبری که قطعا نمی‎توان به انتشار آن خرده گرفت. درباره تکذیبیه هاوارد گوردون، به دلیل ابهام موجود در آن، واقعا نمی‎توان نظر قطعی داد اما اجازه دهید با فرض تایید نام پنجره و تکذیب گفت‎وگو با خبرنگار این هفته‎نامه از سوی گوردون، به چند نکته اشاره کنیم.

مصاحبه جعلی و خیالی؟!

اولین معنایی که پس از تکذیب یک گفت‎وگو به ذهن خطور می‎کند، «جعل» است؛ معنایی که متاسفانه طی هفته گذشته برخی رسانه‎‎ها در بهره‎گیری از آن پیشدستی کرده و پنجره را به انتشار مطلبی مجعول و خیالی متهم نمودند. بهترین پاسخ به این اتهام، اعتبار و سابقه شفاف هفته‎نامه است که اگر این اعتبار نمی‎بود، هیچ پاسخ مستدل دیگری نمی‎توانستیم در دفاع از عملکرد خود ارائه کنیم. رسانه جاعل، آن هم در این سطح و با این مختصات، احتمالا توانایی جعل هر سند دیگری را هم در دفاع از خود می‎تواند داشته باشد. این‎طور نیست؟ پس از این ابهام می‎گذریم و تنها مخاطبانمان را به عهد شفافیت و صداقتی که سال‎هاست بر مبنای ‎آن همراهی با ما را برگزیده‎اند ارجاع می‎دهیم. ژ

صداقت برگ برنده ماست

تکذیب گفت‎وگو با هفته‎نامه پنجره از سوی گوردون، می‎تواند دلایل دیگری هم داشته باشد. اگر صحت نقل قول منتسب به گوردون تایید شود، دو حالت مفروض است؛ یا فرایند انجام این مصاحبه از سوی پنجره با ایراد مواجه بوده و گوردون واقعا از این پرسش و پاسخ بی‎خبر است یا تهیه‎کننده هوملند به‎واسطه برخی فشار‎ها و ناظر بر شروط متعددی که پیش از انتشار گفت‎وگو طرح کرده بود، از کیفیت و کمیت بازتاب اظهاراتش در رسانه‎‎ها ناراضی بوده و تصمیم به عقب‎نشینی گرفته است. در این زمینه و درباره هر دو فرض یک واقعیت را باید در نظر داشت و آن اینکه ـ همان‎طور که در لید مصاحبه هم اشاره کرده بودیم ـ این پرسش و پاسخ از طریق ایمیل صورت گرفته و اساسا با گفت‎وگوی حضوری تفاوت ماهوی دارد؛ بدین معنا که برای تایید صحت آن، امکان استناد به فایل صوتی و تصویری وجود ندارد. پس دیوار حاشا در این مورد کمی بلندتر از موارد مشابه است. در عین ‎حال ما نیز با وجود تمام سعی و تلاشی که برای انجام بی‎نقص گفت‎‎وگو داشته‎ایم، بالاخره با فضای مجازی طرف بوده‎ایم و کم نیست ایراد و نقصان‎‎هایی که می‎توان بر فرایند تهیه چنین گفت‎وگویی متصور بود. به همین دلیل است که ترجیح می‎دهیم پیش از هر واکنش هیجانی که برخی رسانه‎‎های داخلی داشته‎اند و احتمالا در آینده نزدیک شاهد بروز و نمودش در برخی شبکه‎‎های خارجی نیز خواهیم بود، با تأمل بیشتری ادامه بازتا‎ب‎‎ها و واکنش‎‎ها را به‎ویژه از سوی هاوارد گوردون و همراهانش رصد کنیم. تطبیق محتوایی اظهارات گوردون در این گفت‎وگو با اظهارات مشابهش در دیگر رسانه‎‎ها در سال‎‎های اخیر و نیز اعتبارسنجی صحت جزئیات گفته‎‎های او درباره سیستم سیاستگذاری فرهنگی در آمریکا، می‎تواند بهترین روش برای ارزیابی صحت این گفت‎وگو باشد؛ گفت‎وگویی که ما هنوز در صحت آن تردید نداریم و شک نداشته باشید به محض اطمینان از وقوع هرگونه اشتباه سهوی یا عمدی در پروسه تهیه و تنظیمش، خود را موظف می‎دانیم در ارائه توضیح و پوزش بابت آن پیشقدم شویم؛ چراکه بنده و تمامی همکارانم در تحریریه پنجره باور داریم مهم‎ترین وجه افتراق و تمایز فرهنگ رسانه‎ای ما با سیستم رسانه‎ای غرب که گوردون برخاسته از آن است، فقط و فقط شفافیت و صداقت‎ است. شایان ذکر است پنجره تلاش می کند در هفته های آتی به گوشه هایی از بازتاب های این مصاحبه در رسانه های دیگر بپردازد.

* * *

آنچه گذشت
مراحل انجام گفت‎وگو با هاوارد گوردون به روایت گفت‎وگوکننده

۱. یک سال پس از انتخابات ریاست‎جمهوری آمریکا مستندی درباره پشت پرده به قدرت رسیدن اوباما در آمریکا منتشر شد و به‎واسطه علاقه‎ای که به آن داشتم، با زحمتی اندک توانستم با کارگردان این مستند از طریق ابزار ارتباطی دهکده جهانی یعنی ایمیل ارتباط بگیرم. رابطه‎ای دوستانه از دور شکل گرفت و سال‎‎ها درباره رویداد‎های فرهنگی و رسانه‎ای دو کشور با هم تبادل نظر داشتیم. ایده گفت‎وگو با هاوارد گوردون، تهیه‎کننده سریال ضدایرانی هوملند، در قالب همین ارتباط شکل گرفت.

۲. با توجه به راهنمایی‎‎ها و اطلاعاتی که این مستندساز درباره پروسه تولید این سریال در اختیارم گذاشت که بخش‎‎هایی از آن در پرونده هفته‎ گذشته پنجره منعکس شد، هاوارد گوردون را فردی صریح و تقریبا رادیکال در مواضع ضدایرانی‎اش شناختم که با استناد به لحن دو کتابی که تا به امروز نوشته (هدف دشوار و نبرد ویرانگر)، ابایی هم از طرح عمومی دیدگاه‎هایش ندارد. برای همین برای انجام گفت‎وگو مصمم شدم.

۳. نخستین نامه درخواست مصاحبه را به آدرس gideonswarla@gmail.com (یکی از دو ایمیل معرفی شده در سایت رسمی گوردون که برگرفته از نام یکی از آثار مکتوب اوست ـ تصویر شماره ۱) ارسال کردم. یک روز بعد، از همین آدرس پاسخی دریافت کردم که می گفت درخواست ما به اطلاع آقای گوردون رسیده است. اما از آنجا که این ایمیل مختص رسیدگی به امور مربوط به خوانندگان کتاب گوردون است، ما باید منتظر می‎ماندیم تا در صورت تمایل به انجام گفت‎وگو، او با ایمیل شخصی‎ خود با ما ارتباط برقرار کند.

۴. gordonproduser@gmail.com آدرسی بود که از طریق آن اولین پاسخ مستقیم گوردون، حاوی شروط ابتدایی برای انجام گفت‎وگو با یک رسانه ایرانی و البته شخص من ـ که مدعی بود نامم را در رسانه‎‎های ایرانی جستجو کرده و از مواضعم آگاه است ـ به دستم رسید. از این مرحله کلیه سوالات و جواب‎‎ها از طریق همین آدرس مبادله شد؛ آدرسی که در میانه راه به‎واسطه احتمال یک غلط املایی (produser به‎جای producer به معنای تهیه‎کننده) به صحت آن تردید کردم اما با این استدلال که این آدرس ایمیل که برای ارتباط با کاربران سایت رسمی گوردون است، می‎تواند ترکیبی از عبارت اختصاری prod به‎اضافه user به معنای کاربر باشد، چندان روی این تردید متوقف نماندم. به‎خصوص که لحن گفت‎وگو و اظهارات و اطلاعاتی که از سوی مصاحبه‎شونده به ‎دستم می‎رسید، آنقدر دقیق ـ به‎خصوص درباره روند تولید سریال هوملند و ۲۴ـ جزئی بود که تردیدی درباره اشراف او نسبت به این دو پروژه و مراحل تولید آن برایم باقی نگذاشت.

۵. پس از پایان مرحله به مرحله گفت‎وگو، متن نهایی به‎صورت یکجا ترجمه و تدوین شد و به‎ درخواست گوردون، متن فارسی آن برای اخذ تایید نهایی ارسال شد. گوردون در پاسخ تعجب ما از تمایلش برای بازخوانی و تایید نهایی متن به زبان فارسی، به مشاوران فارسی‎زبانش به‎ویژه همسرش کامیلا گوردون که یک دورگه ایرانی ـ آمریکایی است و به زبان فارسی تسلط کامل دارد، اشاره کرد. نسخه فارسی گفت‎وگو ارسال و پس از چند روز از طریق ایمیل به دست ما رسید و این در عرف رسانه‎ای به معنای تایید متن نهایی گفت‎وگو بود. (تصویر شماره ۲)

۶. پس از طی مراحل آماده‎سازی و سرانجام انتشار گفت‎وگو، در همان ساعات اولیه ابهاماتی درباره صحت آن طرح شد. برای اطمینان خاطر، تصویر جلد هفته‎نامه و خبر انتشار گفت‎وگو در پنجره را به همان آدرس اولیه، یعنی ایمیل ثبت شده در سایت رسمی گوردون ارسال کردم. به فاصله ۲۴ ساعت، گوردون از طریق ایمیل شخصی خود (gordonproduser@gmail.com)، رؤیت هفته‎نامه و گفت‎وگوی منتشرشده‎اش را به اطلاع ما رساند. این تایید دیگری بود بر صحت ایمیلی که مصاحبه، طی مدت زمانی نزدیک به چهار روز از طریق آن به سرانجام رسیده بود.


منتشر شده

در

توسط

برچسب‌ها:

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

CAPTCHA